کارتون های کودکی…خپل .باغ گلها

باغ گلها خپل گربه ی سیاه وسفید ملوسی که تنبلی از هیکلش میبارید خدایا خپل منوعاشق گربه ها کرده بود. عاشقش شده بودم. دوست داشتم بغلش کنم. ی چیزی بود که احساس میکردم تو وجودش خیلی دوست دارم. ی حسی مثل    بی خیال دنیا ی حسی مثل پشت پا زدن به همه چی همیشه ی […]

More Info

برگ ریز….

برگم برگ سرخی توی زردی پاییز بی تومن برگم اسیر مرگم روب زوالم   نور عشق…. تنها بودم درخلوتی غمگین بی نور بی صدا حتی سایه ای هم نبود اضطراب بیکسی همپای ثانیه هایم بود بغض سالهای حسرت در گلو واشک روزهای بی عشق پیش رو نبض زمین در گلویم بود نبض زمان درچشمانم سایه […]

More Info

پاییزمن…

روزی که دل بستم آغاز ی فصل سبز بود لحظه ای به ذهنم خطور نکرد که آغاز ی فصل دلگیر رهام میکنی رسم دلداگی اینبود؟ من بیدل شم وتو دودل حالا من موندم وی خاطره کاش عشق معامله ی پایاپای بود. داد وستد درقبال دلی که دادم جز خاطرات دلتنگی چیزی برام نذاشتی نمیدونم بی […]

More Info

منتظرت بودم….

منتظرت بودم تمام لحظه های زندگی دوباره ام منتظرت بودم برای دیدنت کاخ آرزویی ساختم پر از نقش عشق روی تمام دیوارهای این کاخ آینه گذاشتم تا عبور توتکرار بی زوال وجود تو باشه سقف کاخم مثل سقف دلم بلنده تا عبور قامت تو بی هراس خم شدن باشه منتظرت بودم تا ازاین کاخ عشق […]

More Info

دلگیر…

به تنهایی این برکه ی دور از دریا به تنهایی باد رقصان روی آب به تنهایی سایه ی تکه سنگ در برکه به تنهایی درخت سبز لب برکه به سایه ی لرزان شاخه ی خشکیده درآب قسم شوق دیدارتو در روح وروانم میلرزد همچون این برکه  آرامم وبیتاب چکاوک….   منبع : چکاوک

More Info